خبری هم از مکه

زیارت نامه برای عبدمناف..!

 

        ·     خاطرات حج – 40

 

در مکه جای بقیع خالی است. نه قبری داریم که زیارت نامه بخوانیم و نه مظلومی که به حالش گریه کنیم. ایرانیان در اینجا با سنیان یک رنگ می شوند!

از ساده لوحی نقل می کنند که از ایران و از طریق عراق به مکه و مدینه رفته و بازگشته بود. چون از سفر زیارتی خود داد سخن می داد، گفت: در کربلا قبر امام حسین را بوسیدم، در نجف مزار حضرت علی "علیه السلام" را زیارت کردم، همچنین در سامرا و کاظمین و مدینه از بارگاه و مزار بزرگان دین، تعدادی را شمرده بود و ادامه داده بود که، سرانجام به مکه رسیدیم  و در مکه هم... امّا جایی به نظرش نرسیده بود. ولی به خاطر آنکه خبری هم از مکه داده باشد، گفته بود که، در مکه هم قبر خدا را زیارت کردم!

 گویا چندین پیامبر در حجر اسماعیل دفن شده اند. هم چنین در مقام ابراهیم، اما فعلا اسم و رسمی از انان در میان نیست. چه دردسرتان بدهم، سرانجام کارمان به آنجا کشید که از ناچاری برای عبدمناف و عبدالمطلب زیارت نامه خواندیم! اینان که سنیان و مخصوصا سعودیان مشکرشان می دانند، ولی متوجه زیارت نامه های ما نمی شوند، زیرا محل دفن آنها در جای پرتی بود. در گورستان دوران جاهلیت، که مسلمانان زیاد با آنجا کار ندارند.

/ 12 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

با اينكه در مكه با سنيان يك رنگ بوديم نمي دانم پس چرا باز تابلو مي زديم و هر اجتماع چند نفره مان را بسرعت متفرق مي كردند مي گفتن فقط نماز و قرآن نمي دانم جاي فكر كردن و بحث كردن كجا بود ؟؟؟

نسیم

چند روزی آسمان نزدیک است.

انتظاری سبز

سلام كاش در اين رمضان لايق ديدار شويم سحري بانظر لطف تو بيدار شويم كاش منت بگذاري سرمان مهدي جان تا كه همسفره تو لحظه افطار شويم بروزم و منتظر قدوم سبزتون ...[گل]

رهامانده

کاش در مسجد الحرام دل هایمان زیارت یار بخوانند.وقتی واسه دفعه اول حاجی شدیم و اومدیم هتل همه از خوشحالی زنگ زدیم خونه هامون.بابام گفت :دیدیش. یاد جمله جلال افتادم که گفت بار اول که مکه آمدم خانه را دیدم.بار دوم صاحب خانه را.بار سوم خانه و صاحب خانه را.

ميثم

با سلام ... يك بار يكي دو هفته پيش ازتون پرسيدم كه اون مناجات شعبانيه كه حاج ماشا اله خوانده اند زمان و مكان اش كجا و كي بوده است ... فكر كردم شايد پيام من را نديديد كه جواب نداديد ... ممنون ميشم اگر بگوييد كه مناجات مربوط به كجا و كي مي باشد؟ به خاطر علاقه شخصي كه به حاج ماشا اله دارم سوال كردم ... متشكرم ... به هر حال ...

پرنده

سلام به نظرم توفیق زیارت بانوی اسلام خدیجه مادر زهرا(س) ناچاری نبود بلکه دعوت خودش بود...ما که هتل الزهرا(س) بودیم و نزدیک به آن جا و هر شب می رفتیم به آن قبرستان که خیلی کم از بقیع نداشت... قبول دارید؟

زهرا

سلام. با سنیان یک رنگ شده بودیم؟!!! هرگز! [قهر] قبرستان ابوطالب خیلی هم دور نبود! نزدیک پل حجون بود از مسجد حدودا 10 دقیقه به در اصلی قبرستان راه بود! هر چند جناب ابو طالب(ع) و خدیجه(س) بسیار بزرگوارند وقطعا مقام بالایی دارند ولی من هم در مکه به جز زمانی که در مسجد یا عرفات و منی و.... بودیم احساس خوبی نداشتم! فکر می کنم منظورتان همین بود!

خلوت دل...

سلام خلوت دل شما را به یک ختم قرآن دست جمعی دعوت می کند لطفا به دوستانتان هم خبر بدهید التماس دعا یا حق[بدرود] [گل]

...

عقیق

سلام طاعات و عبادات قبول درگاه حضرت حق انجا که می رسی حرفهایت ته میکشد،مکه را میگویم! انگار زبان نداری که بگویی! همه یکرنگ میگردند گرد یا خانه، خانه ای صاحب خانه را اگر چشم دل داشته باشی راحت میبینی، بر درب دارالسلام مبهوت بودم گفتم: االسلام علیک یا خدا ! بعد یادم امد بگویم السلام عیکم یا انبیا’ و المرسلین... انجا رسالتهای ریز و درشت را باید مرور کرد... رسالتهایی که مرا اشرف مخلوقات کرده... اما دلم تنگ شده برای پرستوهای مطوف... همانها که گرد خانه میگردنند و می خوانند و کمتر کسی هواسش سویشان میرود... در خاطره 30 نوشته بودی فکر نکنم ماه رمضان را ببینم! خدایی را بگذارید برای خدا ! نکته های باریک تر از مو و تیز تر از تیغ... امیدوارم همواره فکور و صبور به نکات بنگرید که عبادیست بس عظیم و زیبا. تندرستی دل و دیده عطای همیشگی محبوب گوارایتان باد.[گل] ممنون که بعد مدتها یادمان کردید.