ارزیابی، آرزو، دعا و.. بدرود!   

ارزیابی، آرزو، دعا و.. بدرود!

         ·   خاطرات حج ۵٢

وداع، وداع با کعبه، با حرم. هر چه بود گذشت، باید دل کند. چه جالب بود: طواف، سعی، نماز دقیقا روبه رو با کعبه! اما هیچ چیز پایدار نیست. اگر بیشتر هم می ماندیم، در خطر عادی و روزمره شدن، بودیم. بهرحال هم ماندن خطر دارد و هم رفتن، اما ای کاش می شد که بمانیم.

صبح که آخرین طواف را کردم، در کناری ایستادم برای چند لحظه: ارزیابی، آرزو، دعا و بدرود! بدرود:

با ساربان بگوئید احوال آب چشمم

تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

دلم گرفت. اما باقتضای روح پربسطم، راحت تحمل کردم. چند قطره اشک و تمام! از شهر بیرون آمدیم. از مکه، شهر خدا، شهر اذان، شهر نماز، شهر نور و اشراق و فتوحات غیبی. بهر حال اگر بار گران بودیم رفتیم. در راه جده و بیابان!

لینک
دوشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٧ - قرار شبانه