تجدید مطلع   

تجدید مطلع..!

        ·   خاطرات حج – ۴۹

شب است و بر سر سفره پذیرایی نشسته‌ایم. یکی از مشکلات این سفر، همراهی با تجار محترم است. با اشتهای تمام مشغول خوردن غذا هستند. اگر دونفری یک بشقاب اضافه بگیرند، چه فاتحانه لبخند می‌زنند! مدیریت ایرانی هتل ندا می‌دهد که: مشغول ذمه باشد کسی که اگر سیر نشد غذا نخواهد! و چه تفاخر و تکاثری بر سر میز غذا. حتی به تعداد حج عمره. یکی هفتمین بار است و دیگری دهمین و آن یکی من من می‌زند که خودم برای هفتمین بار است که می‌آیم و این دختر هفت ساله‌ام برای سومین بار!

فرهنگ، فرهنگ تکاثر و احتکار است، حتی در حج عمره! آنگاه سخن از اجناس و مقایسه قیمتها، و اینکه کدام جنس در مکه ارزان تر از مدینه است و اتفاق نظر به اینکه وسایل الکتریکی در مکه ارزان‌ترند و پارچه و قماش در مدینه و چیز های دیگر در جده. و کمترین سخنی از توبه و تحول در میان نیست! انگار نفس تازه می‌کنند که دوباره به دنیا برگردند. و به قول شعرا تجدید مطلع کنند!

آری همه‌اش سخن از سود و زیان و زر و تزویر! بدون خبر و اثری از انابه و اشراق! لااقل در مجالس روضه و ایام عزاداری مردم تحت تاثیر روح جمعی، جو مجلس، صدای، فوت و فن مداح، حالی پیدا می‌کنند و اشک می‌ریزند و برای چند لحظه به اصلاح مرحوم شریعتی مراسم غصه خوری برپا می‌دارند، اما اینجا از این چند لحظه هم خبری نیست! مگر گاه گاهی در گوشه و کنار بقیع، در بساط یک مداح خوش صدا.

لینک
پنجشنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٧ - قرار شبانه