آن دل پر عاطفه...   

 آن دل پر عاطفه...

 به بعثت محمد می اندیشیم، هنوز! مهارش نکنیم، نابودمان می کند...

·   خاطرات حج – 48

عصر در مسجد الحرام نشسته ام و به مکه می اندیشم.مکۀ حرا و مکۀ اشراق و فتوح. اما انگار که مکه دیگر مکۀ ابن فارض نیست. آن عاشق دل سوخته ای که با وزوز مگس هم به رقص می آمد!

آری اشتباه نمی کنم. مکه مکۀ این تیمیه است. مکۀ خشم، خشونت، جمود، ظاهر بینی و تظاهر.مکه مکۀ محمد نیست! آن دل پر عاطفه ای که حتی برای کفار استغفار می کرد و پیراهن خود را برای کفن رئیس منافقان و سرسخترین دشمنان خود می بخشید... آری مکه مکۀ ابوسفیان، معاویه و عمروعاص است و شیفتگان جاه و مال و ستیزه گران با نور و اشراق، و بهره کشان از دین و ایمان تودۀ مردم در راه غرضهای حیوانی و شیطانی خویش.

الغرض اثری از صفّۀ با صفای مجذوبان عشق و الهام نیست. همه جا گندزار سگ ستیزی دلدادگان جیفۀ دنیاست.

 

لینک
چهارشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٧ - قرار شبانه