مار گزیده   

 

مار گزیده...

        ·     خاطرات حج – 38

 

شب به هتل آمدیم، قرار شد که بخوابیم و صبح برای انجام اعمال به حرم برویم! عده ای عجله داشتند، اما تبعیت کردند.

خوابیدن با لباس احرام، نگرانی ها و مبادا ها، حال و هوای مکه و انتظار انجام اعمال حج عمره... آه! که چنین حالی را تجربه نکرده بودم. چندان آرام و راحت نبود. نگران بودم و بارها از این طرف به آن طرف شدم.

چنین خوابی مرا یاد اولیای الهی می انداخت. شاید نگرانیها و ناآرمیها مولا در بستر خواب هم، مانند حالت قیام وی در محراب عبادت بوده که در این تعبیر نمایان است: «یتململ کتململ السُّلیم  مانند مار گزیده به خود می پیچید»1   

 

۱- نهج البلاغه، مقدمه حکمت ٧٧

 

 

پی نوشت :

  • به جد که این تعبیر مار گزیده، تعبیری است غریب..!
  • و اینکه هر چه بیشتر به اعمال و رفتارهایم دقیق می شوم،هرطور که چرتکه می اندازم؛ یقین می کنم که ماه مبارک رمضان را نخواهم دید. فقط دل به این (+) خوش کرده ام که می گوید "می مونیم یا نمی مونیم با خداست،پای سفره های افطار و اذون"
لینک
جمعه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٧ - قرار شبانه