لحظه مرگ و کفن پوشی ...   

 

نوای ملکوتی و جانفزا...

        ·     خاطرات حج – 37

 

 احرام بستم، اینک غسل کرده، جامه زندگی روزمره را کنده، با دو حوله که یکی را مانند لنگ به کمرم بسته ام و دیگری را به دوش انداخته ام... بی اختیار به لحظه مرگ و کفن پوشی خود اندیشیدم. لحظه ای به یاد عزیز جوانمرگم (خواهر چهارده ساله ام زهرا) افتادم که بعد از کفن شدن با بوسه ای وداعش کردم. غم سنگینی بر دلم سایه افکند. با کمی گریه به حال خود بازگشتم.

سوار اتوبوس شدیم، به آسانی غفلت بال گسترد و صحبتهای معمولی آغاز شد. جدا جهان ما جهان عجیبی است! هیچ در هیچ و به تعبیر قرآن: «لهو و لعب»! اما از انجا که ما فرزند این جهانیم و طبعا باید در این جهان زندگی کنیم، راز هیچ و پوچ بودن آن بر ما پوشیده می ماند. خیمه حیات دینوی بر ستون غفلت استوار است. اگر غفلت نبود کسی به کار جهان نمی پرداخت. به قول مولوی:

اُستن این عالم ای جان غفلت است

هوشیاری این جهان را آفت است

 

پی نوشت :

لینکِ مناجات شعبانیه، با صدای ملکوتی و جانفزای حاج ماشاالله عابدی..! قبل از دانلود فایل اصلی می تونید دو تا قسمتِ کوتاه از این مناجات رو بشنوید ( + و + ).

 تا این دو قسمت رو نشنوید، متوجه نمی شید که چرا نوشتیم "نوای ملکوتی.."

 

لینک
یکشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳۸٧ - قرار شبانه