این سخن ترا نرسد...   

 

این سخن ترا نرسد...

 ·            خاطرات حج – 35

 

همسفران محرم شده بودند. من هم حوله ها را بسته بودم اما نه به قصد احرام. احرام باید در داخل مسجد باشد. به مسجد رفتم و آماده احرام شدم، حوله ها را، باز کرده، دوباره به قصد احرام بستم. احساس خاصی داشتم، دست پاچه شده بودم! دو کلمه ذکر تلبیه را به زحمت و شکسته بسته ادا کردم: « لَبَّیْکَ الَلّهُمَّ لَبَّیْک لَبَّیْکَ لا شَرِیْکَ لَکَ لَبَّیْک اِنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَهَ لَکَ وَالْمُلْک لا شَرِیْکَ لَکَ لَبَّیْک ». گویی که یک بچه خجالتی برای پذیرش در کلاس آمادگی آزمایش می شود! حال شگفت انگیزی داشتم: ساده، امّی، با احساس، نازکدل، شکننده، ناچیز، بی چیز، تنها، و چه می توان گفت؟ اما با شکوه و زیبا!

به یاد احرام و لبیّک امام صادق علیه السلام می افتم، می خواست لبیّک بگوید، امّا گلوگیر می شد و از حال می رفت، یکی گفت: بگو! بگو ای فرزند رسول خدا! باید بگویی! بگو! و امام پاسخ داد که: جرأت گفتن ندارم. از آن می ترسم که چون «لبیک اللهم لبیک» گویم، از طرف خداوند ندا رسد که: «لا لبیک و لا سعدیک». رسول خدا صل الله علیه و آله می فرماید که اگر کسی با مال حرام حج بگذارد، چون لبیک گوید، پاسخ شنود که «لا لبیک و لا سعدیک حجّک مردود الیک.»(1)

1. تو شایسته این کار نیستی(این سخن ترا نرسد)؛ حج تو مقبول نشده و به خودت پس داده می شود.

--------------

پی نوشت :

·     عَرَفْتُ الله سُبحانَهُ بِفَسخِ العزائم وَحَلِّ الْعُقُودِ وَنَقْضِ الهِمَم.(نیست که قرار بود عقب گرد کنیم و وفای بعهد!)

·     به نظرم شاهکار امیر خانی، رمان نیست..!

 

لینک
پنجشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٧ - قرار شبانه