کارناوال پیژامه پوشان دیزی خور شلخته ایرانی!!   

به بهونه "اخراجیها برای وبلاگی ها!!!" ما هم گفتیم یاداشت که نه، یه یادداشتکی (یادداشتک = یاداشت کوچک، به لغت نامه هاتون اضافه کنید!) بنویسم و ارادتمون رو به اخراجی ها  نشون بدیم.

کارناوال پیژامه پوشان دیزی خور شلخته ایرانی!!

اول باید بگم که دو بار فیلم رو تو سینما سپیده دیدم. حالا نظراتم(!!) رو می نویسم:
 اینکه فکر می کنم مسعود ده نمکی هر چی داشته رو کرده. و اگه بخاد دوباره به همچین موضوعی بپردازه به ورطه تکرار می افته، هر چه قدر هم که فیلم اش از لحاظ کارگردانی قوی تر بشه. مگر اینکه بخواد دوره بعد از جنگ رو روایت کنه که فکر می کنم آژانس همه حرف ها رو زده.

 شاید هم مسعود خان بخاد حرف های سیاسی بزنه که اون هم از 2 خرداد به بعد اون قدر چرندیات ساختن که موضوع لوث شده.

------------------------

دو جای فیلم خیلی بد بود.

یکی اون جائی که آخر فیلم حاجی می گه "خدایا می خاستی رو ما رو کم کنی..."یعنی آخر پیام بازرگانی بود و خیلی تابلو بود. من که قبول نکردم و تا مرز دیونه شدن پیش رفتم!!(چیه. خوب این هم نظری یه دیگه) تو این هجوم پیام های اخلاقی نتوستم تحمل کنم باز هم یه مقدار دیگه نصحیت و سفارش به این تابلوی تو حلق ملت فرو بره. به قول سیامک رحمانی "اخر فکرش را بکنید که از صبح تا شب، رادیو و تلوزیون یکسره دارند نکات پند آموز به ما حقنه می کنند و ول هم نمی کنند. از برنامه کودک بگیرید تا رادیو پیام که نصف شب دارد پخش می شود. لابد برای همین هم هست که این قدر در خیابان ها قوانین رانندگی را رعایت می کنیم و این قدر آشغال نمی ریزیم و این قدر در جاده ها مثل مجانین رانندگی نمی کنیم. لابد برای همین است که از نظر همه چیز، این قدر خوبیم."

 و دوم هم اون جائی که فرمانده شب قبل از عملیات صحبت می کرد. اولا خیلی خشک بازی می کرد ثانیا حرف های قشنگی هم نمی زد. اون جوری که منه جوون 23 ساله خوندم و شنیدم حرف های قبل از عملیات ها جوری بوده که رزمنده ها رو حالی به حالی می کرده.

فکر کنم اگر اون قسمت از فیلنامه رو آقای میرشکاک می نوشت حرف براش پیدا نمی شد.عالی از آب در می یومد.

------------------------

نقش ارتش توی جنگ عالی نشون داده شد. حرف نداشت . بدون شرح بگذرم بهتره. بزار این موضوع رو دست مالی نکنم که دیگران به اش بپردازن.

------------------------

 اینکه آدم های فیلم؛ آخرش یه بچه بسیجی با ریش و شلوار پارچه ئی و ... نمی شن، خیلی قشنگ بود. حض کردم. اینکه اون ها همون جوری می مونن ، اما به نهایت درجه انسانیت می رسن، یعنی فدائی ولایت می شن. که توی این "نهایت درجه انسانیت = فدائی ولایت شدن" خیلی حرف دارم که اگه عمری باقی بود بعد ها تو همین وبلاگِ کوچولو موچولو یه چیزائی می نویسم..

------------------------

اون جائی که مجید از میدون مین رد میشه خیلی هندی شده بود! انگار که شاهرخ خان ...

اِ اِ اِ حاج مجید سوزوکی و شاهرخ خان؟ خاک به دهنم! این حرف ها چیه ...

------------------------

یکی از دوستام می گفت ایراد اصلی فیلم این بود که مشخص نبود کمدی یه یا جدی . و نظرش هم این بود که تلفیق این دو تا موضوع اصلا خوب در نیومده بود. بعدش هم گفت که تو خود حدیث مفصل بخوان و از این جور حرف ها.

 ------------------------

آخرین مطلب هم در مورد اکران فیلم توی خارج از کشور. یه بار خانم عبدلی تو همشهری راستی های بچه گرا ( ببخشید جوان گرا) نوشته بود که " بعد از فیلم های سیاه و جشنواره ای که همه اش ما رو با دمپایی پاره و سوار بر قاطر تو دنیا نشون می دهند و معرفی های محیر العقول از ایران می کنند، باید چشممان به جمال این یکی هم روشن شود: کارناوال پیژامه پوشان دیزی خور شلخته ایرانی که غیر از شوخی های جلف کردن، کاری بلد نیستند، دور دنیا می چرخند و پشت سنگر های جبهه، ژانگولر بازی در می آورند و بعدش هم با چند تا رهنمود آبکی رستگار می شوند. جالب است، مثل اینکه بعضی از آقایان، عین خیالشان نیست که وقتی هنرشان را به اسم سینمای ایران به آن طرف مرزها می فرستند، پای ابروی یک ملت در میان است ... " و از این جور حرف ها. بدون اظهار نظر در مورد این بعد از قضیه اکران اخرجی ها در خارج از کشور، فکر می کنم که فیلم اگر برا اون وری ها دوبله بشه اصلا جذابیتی نداشته باشه. چرا که همه اش طنز کلامی یه.

بر عکس لیلی با من است که طنزش رفتاری بود.

یادمه که کمال تبریزی در مورد اکران فیلم اش تو ژاپن می گفت " برام خیلی جالب بود. این که ژاپنی ها یه جاهائی از فیلم می خندیدن که تو سینما های خودمون اصلا به اون صحنه ها نمی خندیدن و اون جاهائی که تو ایران خیلی خنده دار بود اونجا اصلا خریداری نداشت." ولی اگه برا ایرانی هایه کشور های دیگه اکران بشه فکر می کنم خیلی عالی باشه و باعث نشاط در زندگی شون. همون طور که وقتی تو مسکو اکران شد یه عالمه ایرانی به این بهونه دور هم جمع شدن که زاید الوصف بود.

لینک
پنجشنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - قرار شبانه