خبری از تجمل و تعلقِ چیزی به کسی نیست.   

 

خبری از تجمل و تعلقِ چیزی به کسی نیست.

 

·         یه جور خاطرات حج - 30 

 

سری به بقیع زدم. باز هم قبرهای مربوط به صدر اسلام از یادم رفته بودند! من از دیگران می پرسیدم و دیگران از من که مثلاً قبر عایشه کدام است؟ و قبر ابراهیم کدام؟ گویی که اگر یک تابلوی ناقابل بزنند و محلّ قبرها را مشخص کنند، هر چه دین و ایمان است به باد فنا می رود.

برایم جالب بود که ایرانیان حتی در غیاب پلیس هم چندان مایل به بوسیدن در و دیوار بقیع نیستند. به این دلیل که عرف و سنّت نشده است. دروازه بقیع را با دورترین دورازه امام هشتم در مشهد مقایسه می کردم. با اینکه این در و دیوار به مزار چهار امام و پاکان دیگر، نزدیکتر بودند، اما مدتها دقت کردم کسی را ندیدم که بر این در و دیوار و حتی بر در و پنجره مشرف بر مزار حضرت زهرا و فرزندانش و این همه زنان و فرزندان پیامبر و صحابه و زهّاد، بوسه زند. شاید برای اینکه :

اولاً ضریحی در کار نیست. و ما هم به ضریح عادت داریم.

ثانیاً خبری از تجمل و تعلقِ چیزی به کسی نیست. بیابان است و حصاری و بس!

ثالثاً، برای اینکه در این محیط و در این در و دیوار، عملاً کسان دیگری هم شریک اند که ما قبول شان نداریم. گرچه در مشهد هم قبر هارون در جنب قبر امام رضا بوده است، ولی دیگر در آن محوطه از قبر هارون خبری نیست.

لینک
شنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٦ - قرار شبانه