شایستگی علیعلیه السلام، زیارت عبد مناف و کفر صحابه..!   

شایستگی علی(ع)، زیارت عبد مناف و کفر صحابه..!

        ·     خاطرات حج – 42

 

به دیدار کوه «ثور» رفتیم. چرا ثور(گاو)؟ نمی دانم. توضیحات راهنما و روحانی کاروان هم همچنان خام و بی مبناست. روحانی کاروان تلاش می کرد تا نشان دهد که ابوبکر ایمان نداشت. پیامبر اسلام(ص) در هجرت از مکه او را با خود برد تا نتواند در غیاب او، مسیر را به مشرکان خبر دهد!

نمی دانم چه اصراری داریم بر این گونه کارها؟ اصولا مسئله خلافت بعد از رحلت پیامبر(ص) چه ربطی به ایمان در زمان پیامبر دارد؟ اما بعضی خیال می کنند که طرف را هر چه خراب تر کنی بهتر است. و نمی دانند که دفاع بد و بی منطق، سراپا زیان است و خطر. ما نباید دامنه مسئله خلافت علی(ع) را آنقدر توسعه دهیم که دیدگاه خود را بصورت مجموعه ای غیرقابل باور درآوریم. مثلا شایستگی علی(ع) را برای امامت و خلافت، با زیارت عبدمناف و کفر صحابه، در یک مجموعه قرار دهیم!

 

لینک
یکشنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٧ - قرار شبانه

   ایران باستان   

 

ایران باستان...

        ·     خاطرات حج – 41

 

به دیدار کوه حرا رفتیم، نگاهی از دامنه به آن بالا داشتم و نتواستم به بالای کوه بروم. راستی اسم حرا و نور را از کی به این کوه داده اند؟ بعد از اسلام؟ یا پیش از اسلام؟

اگر بعد از اسلام باشد دلیل نامگذاری به "نور" روشن است اما "حرا" یعنی چه؟ اگر از پیش این نام را داشته است، دلیلش چیست؟

بعدها فهمیدم که در منابع دینی ایرانیان به قله کوههایی که مرکز فرود آمدن سروش و الهام غیبی بر بندگان بود، "حرا" می گفتند. عنوانی که بعید نیست از عناوین ایران باستان باشد. هم چنین عنوان نور.

به شعب ابی طالب رفتیم. زیارت نامه ای برای عبدمناف و عبدالمطلب خواندیم. حتما از باب کفش کهنه در بیابان! بدون توجه به اثار منفی این قضیه. ظاهرا تبلیغات سعودیها علیه ما حساب و کتاب بیشتری دارد و به این جزئیات اهمیت نمی دهند! به هر حال درباره ما کار کرده اند. نفرتی که در افراد مختلف مشاهده می شد دلیل این کار بود!

 

لینک
دوشنبه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٧ - قرار شبانه

   خبری هم از مکه   

زیارت نامه برای عبدمناف..!

 

        ·     خاطرات حج – 40

 

در مکه جای بقیع خالی است. نه قبری داریم که زیارت نامه بخوانیم و نه مظلومی که به حالش گریه کنیم. ایرانیان در اینجا با سنیان یک رنگ می شوند!

از ساده لوحی نقل می کنند که از ایران و از طریق عراق به مکه و مدینه رفته و بازگشته بود. چون از سفر زیارتی خود داد سخن می داد، گفت: در کربلا قبر امام حسین را بوسیدم، در نجف مزار حضرت علی "علیه السلام" را زیارت کردم، همچنین در سامرا و کاظمین و مدینه از بارگاه و مزار بزرگان دین، تعدادی را شمرده بود و ادامه داده بود که، سرانجام به مکه رسیدیم  و در مکه هم... امّا جایی به نظرش نرسیده بود. ولی به خاطر آنکه خبری هم از مکه داده باشد، گفته بود که، در مکه هم قبر خدا را زیارت کردم!

 گویا چندین پیامبر در حجر اسماعیل دفن شده اند. هم چنین در مقام ابراهیم، اما فعلا اسم و رسمی از انان در میان نیست. چه دردسرتان بدهم، سرانجام کارمان به آنجا کشید که از ناچاری برای عبدمناف و عبدالمطلب زیارت نامه خواندیم! اینان که سنیان و مخصوصا سعودیان مشکرشان می دانند، ولی متوجه زیارت نامه های ما نمی شوند، زیرا محل دفن آنها در جای پرتی بود. در گورستان دوران جاهلیت، که مسلمانان زیاد با آنجا کار ندارند.

لینک
سه‌شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٧ - قرار شبانه