منطق استوار و ادب انسانی   

منطق استوار و ادب انسانی

 

   این پست را اختصاص می‌دهم به بررسی نظرات دوستان درباره

"صدمه بزرگِ صفویان‌؛ به فرهنگ و تمدن اسلام"

-----------------

اول. خیلی از دوستان نظراتی داده بودند غیرمرتبط با موضوع، کمافی‌السابق و با توجه به روشی که در مدیریت قرار شبانه دارم، نظراتشان را حذف کردم. نظراتی مانند "پیش ما بیا" ، "آفرین! خیلی جالب بود" ، "احسنت! چه قلم زیبایی دارید" ، "به روزم" و امثالهم... (این نظرها اگر باقی بمانند، هربار، تعداد کامت‌هایم، از 50 رد می‌شود..)

دوم. برخی از دوستان مانند رها جان، یه مسافر، متولد 3تیر، علمدار، ساقی، متولد آذر، یک تدارکاتی و... بدون پرداختن به مطلب مطروحه، فقط ابراز تحیر کرده بودند که: "ممکنه بیشتر در مورد این پستتون توضیح بدید لطفا؟" ، "کلاً مبهمی" ، "ولی من اینطور فکر نمی‌کنم!" ، "استدلالتان ضعیف است." ، "این حرفا چیه برادر، واقعا انتظارشو نداشتم، فکر کنم ذهنیت همه ما رو نسبت به خودتون خراب کردین" و ...

سوم. و بالاخره دوستانِ عزیز و متفکرم هم مانند: علی رضا، باران، صدرا، سرباز صفر، سلسله، شخصی نویس، کاکوشیرازی و... زحمت کشیدند و با منطق استوار و ادب انسانی‌شان، بدون متهم کردن و محکوم کردنِ من، در کمال احترام، پاسخی به مطلب نوشته شده دادند که ان‌شاالله، اگر عمری باقی بود، در پایان خاطرات حج، با دوستان وارد بحث خواهم شد.

 

 

لینک
شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸٦ - قرار شبانه

   صدمه بزرگِ اقدام صفویان‌؛ به فرهنگ و تمدن اسلام   

صدمه بزرگِ صفویان‌؛ به فرهنگ و تمدن اسلام

  • یه جور خاطرات حج - ۲۰

و به نظرم اقدام صفویان برای تأسیس مذهب تشیع در ایران، از آن جهت که عملاً ایران را از جامعه اسلامی جدا کرد، صدمه بزرگی به فرهنگ و تمدن اسلامی زد. برای اینکه عملاً جامعه اسلامی امکان دستیابی به امثال فارابی و ابن سینا را از دست داد.

 

 

لینک
دوشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٦ - قرار شبانه

   اگر ایرانیان به اسلام نمی گرویدند ...   

اگر ایرانیان به اسلام نمی گرویدند ...

 

  • یه جور خاطرات حج - ۱۹

به مسجد قبلتین رفتیم. مسجدی که پیامبر خدا به هنگام نماز در آنجا به فرمان الهی قبله اش را از بیت المقدس به بیت الحرام الحرام تغییر داده بود. دو رکعت نماز خواندیم، به نظر من اینکه قبله مان از یهود جدا شده است جای خوشحالی است! اگرچه مکه مرکز مشرکان بود، اما بهر حال قوم یهود هم قوم عجیبی هستند، با سوابق وحشتناکی از گمراهی و خیانتهایی که تاریخ بشریت را سیاه کرده است.

سوابق وحشتناک یهود تاریخ بشریت را سیاه کرده است.

اگرچه این عربها هم مشکل دارند. مخصوصاً اعراب حجاز. تنک مغزی و دوری از تفکرشان غوغا می کند! شاید بعثت پیامبر خدا در میان این قوم بی فرهنگ همچون امیّت خودش و دیگر ویژگیهای عصر جاهلیت، بر جنبه اعجازی نبوّت می افزود. یعنی بعثت یک یتیم درس نخوانده، در یک جاهلیت عمیق فرهنگی، و در میان قومی بیگانه از تفکر، آیا معجزه نیست؟ اکنون که قرن بیست و یکم است، آنان هنوز، در همان حال و هوای جاهلّیت خویش اند. تنها با لعابی از تمدن و صنعت قرن بیست و یک. آن هم تا آنجا که بتوان با پول نفت خریداری کرد. از قدیم هم به خشک مغزی و بی ذوقی معروف بودند. من نمی دانم که اگر اقوام و ملل دیگر مانند ایرانیان و مصریان به اسلام نمی گرویدند سرنوشت اسلام با این قوم به کجا میکشید. خدمات غیر عربها مخصوصاً ایرانیان به تمدن اسلام بر هر محققی روشن است. برای نمونه می توان به مقدمه ابن خلدون مراجعه کرد و باب مفصلی در این باره دید. و شاید تهدید1 خدا این حجازیان را به جابه جا کردن آنان با قوم دیگر و نیز اشاره اش به پیوستن قومی دیگر به مسلمانان2، موید همین معنی باشد که خداوند کریم هم می دانست که به این قوم چندان امیدی نیست.

-----------------------------------------

1- سوره مائده. آیه 54: «ای مؤمنان اگر کسی از شما از دین بازگردد، خداوند بزودی قومی را به این دین در می آورد که دوستشان دارد و آنان نیز او را دوست می دارند.»

2- سوره جمعه. آیه 3: «و دیگر مسلمانانی که به این مؤمنان می پیوندند.»

 

لینک
سه‌شنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٦ - قرار شبانه

   ... تا حرمت شیعه   

 ... تا حرمت شیعه

 
  • یه جور خاطرات حج - 1۸

صبح به داخل بقیع رفتیم. جایی که قبر چهار امام شیعه (امام حسن، امام سجاد، امام باقر و امام صادق «علیهم السلام» ) و تعدادی از یاران و همسران و فرزندان نبی اعظم «صلی الله علیه وآله وسلم» در آن جاست. احتمالاً قبر حضرت زهرا «سلام الله علیها» هم آنجا باشد و نیز قبر ابراهیم فرزند پیامبر که آن همه برایش اشک ریخت و بی قراری کرد. قبر فاطمه بنت اسد مادر امام علی «علیه السلام» که پیامبر خدا خود دفنش کرد و پیش از دفن چند لحظه ای در گورش دراز کشید. و قبر حلیمه سعدیه آن زن مهربانی که با همه شرایط دشوار خانواده عبد المطلب، این کودک یتیم را برای شیر دادن پذیرفت در همین محل است.

  

قبرستان بقیع

زنها را به بقیع را نمی دهند. به خاطر خاک برداشتنشان برای تبرک. امّا مردها هم اگر دستشان برسد خاک برمی دارند. گویا یکبار فرصتی پیش آمده که دست آقایان به قبر امامان رسیده است. در فرصت اندکی کاری کرده اند که عملاً همه چیز آسیب دیده است، از قبر ائمّه تا حرمت شیعه. اما خوب هر کس به فکر خویش است و نتیجه هرچه باشد مهم نیست! این آقا و خانم دلشان می خواهد که در حد توان خاک بردارند. امّا اینکه قبر امامی نبش شود، یا آبروی شیعه می رود، به او مربوط نیست!  

 

 

لینک
جمعه ٦ مهر ،۱۳۸٦ - قرار شبانه