این عربها عیناً مانند شمر و خولی هستند؟!   

پس چرا نامشان ابوبکر و عمر بود؟!

  • یه جور خاطرات حج - 7

در کنار مسجد النبّی بودیم که یک ایرانی در حالی که چند عرب را نشان می داد، به من گفت: تو را به خدا می بینی این عربها عیناً مانند شمر و خولی هستند؟! فهمیدم که مبنای تصورش کتابهای قدیم وقایع کربلا و آرایش تعزیه خوان ها بود که شمر و خولی معمولاً لباس های عربی دارند با ریش های انبوه و سیاه! چیزی نگفتم. برای اینکه این گونه مبناهای عوامانه را نمی شود مورد اشکال قرار داد. یاد آن شیعه به خیر که بعد از شنیدن دفاعیات طولانی دوست سنّی خود از ابوبکر و عمر، گفته بود که: اگر اینان که شما می گویید دوستدار پیامبر بودند و در راه دین تلاش کرده بودند، پس چرا نامشان ابوبکر و عمر بود؟!

            این عربها عیناً مانند شمر و خولی هستند؟!

چنین استدلالهایی را نمی شود به سادگی باطل کرد. در این گونه موارد چاره ای جز سکوت و تسلیم نیست. چنانکه یکی از افراد تحصیل کرده، جریان گردش وضعی زمین را به یک آدم ساده و عوام توضیح می داده که پیدایش شبانه روز، نه در اثر گردش خورشید است که شما می بینید، بلکه در اثر گردش زمین. و او با حالت ناباوری و انکار گفته بود که :

« نه بابا! امکان ندارد! وگرنه یک شب قبر بابای شما می افتاد به مستراح ما! ».

معلوم است که تصور این فرد ساده دل از گردش زمیین بدین سان است که قطعات زمین شبها جابجا می شوند! یعنی مثلاً مشهد به تبریز می رود و تبریز به مشهد، اصفهان به گیلان می رود و گیلان به کاشان! و همچنین!! معلوم است که در چنین گردشی بی محابا، دایمی، شبانه، عجولانه و متراکم پیش بینی چنان اتفاقی چندان بی منطق نیست!

لینک
جمعه ۱٥ تیر ،۱۳۸٦ - قرار شبانه

   قبرستان های طبقاتی!   

قبرستان های طبقاتی!

  • یه جور خاطرات حج - ۶

عصر برای نماز عصر به مسجد النبی برگشتیم. جنازه هایی را آوردند و بر آنها نماز گزاردند و به محلّ دفن بردند. ظاهراً در مسجد النبی در هر وعده نماز بر یکی دو میّت نماز می گزارند. گویا تمام مردگان مدینه در طول قرنها و هنوز با این جمعیت، در بقیع دفن می شوند. از یک طرف آغاز می کنند و در طرف دیگر ختم می کنند تا به این طرف برسند آن طرفیها پوسیده اند. دوباره از نو شروع می کنند. بدون هیچ اثر و سنگ قبری.

قبرستان های طبقاتی

بر خلاف ما ایرانیان که هر قبری برای خود حریمی دارد. اگر وضعیت طرف خوب باشد مقبره و دم و دستگاهی هم در کار خواهد بود. در قبرستان مدینه ملک فهدملعون با یک کارگر یکسان دفن می شوند و از هیچ کدام اثری نمی ماند و هیچ کدام سنگ قبر و مقبره ندارند و هر دو را رایگان دفن می کنند.

اما قبرستان های ما شدیداً طبقاتی است. جز در روستاها قبر مجانی پیدا نمی شود. اما در شهر ها قبر گران الی ماشا الله. مثلاً در قبرستانی که نام حضرت زهراسلام الله علیها را به خود دارد (بهشت زهرا)، در همین دوران حکومت اسلامی، چنان وضعی بر قرار است که بی اختیار آیه «الهکم التّکاثر حتّی زرتم المقابر» را تداعی می کند.

و طبقه پایین اکنون از نان دهان بچه هایشان چیزی بریده،بتدریج هزینه کفن و دفن، پس انداز می کنند! البته اخیراً بیمه هم تا حدودی به فکر مخارج دفن کارمندان افتاده! البته اگر تا شصت و پنج سالگی بمیرند، وگرنه بیمه هم چیزی نمی دهد.

لینک
دوشنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸٦ - قرار شبانه

   اگر شما را خبری هست ما را بی خبر نگذارید!   

اگر شما را خبری هست ما را بی خبر نگذارید!

  • یه جور خاطرات حج - ۶

ظهر به منزل بازگشتیم. حجاج بر سر سفره سرگرم گفت و گو بودند. همه خبرها از نرخ اجناس بود و مقایسه آن با ایران. و اینکه تورم جهانی نیست! برای اینکه عده ای از همین حاجیان، ده سال قبل هم که به اینجا آمده بودند، اجناس را تقریباً به همین قیمت خریده اند که الان می خرند. نرخ برابری ریال سعودی با دلار نیز عملاً ثابت مانده است. بر خلاف ایران که نرخ برابری ریالش با دلار به بیش از یکصد برابر نرخ قبلی کاهش یافته است. قیمت اجناس هم تا حدی که دل دلالان بخواهد بالا رفته است. تنها فرقی که هست این است که در ایران حکومت عدل علی برقرار است، نه حکومت وهابیان نوکرمآب. و دیگر اینکه اینجا یعنی در ایران، نظام دموکراسی و مردم سالاری دینی است و آنجا استبدادی!

به نظر من این گرانی و تورم و هرج و مرج اقتصادی به عدل علی علیه السلام هیچ نسبتی ندارد. هر خطایی که باشد زیر سر این دموکراسی است! مگر معنی دموکراسی حکومت مردم بر مردم نیست؟ خب! در ایران هم عملاً مردم بر مردم حکومت می کنند! یعنی هر فروشنده ای خود تصمیم می گیرد که نرخ جنس را بالا ببرد و قانونش را بر دیگران تحمیل کند! از برج سازان گرفته، تا دلالان پارچه، ماشین، وسایل خانه و خوراک و پوشاک...

بالاخره سر سفره از همه چیز می پرسند و از همه جا خبر دارند، جز خبر اصلی که همان حج و احرام بندگی و پرستش خداست! به هر حال به ما مربوط نیست. یاد ابوسعید ابوالخیر به خیر که از برابر کلیسا که می گذشت رو به کلیسائیان می کرد که: در خانقاهای ما خبری نیست، اگر شما را خبری هست ما را بی خبر نگذارید! ابو سعید به دنبال خبر بود، حتی از کلیسا، اما ظاهراً ما به دنبال چنین خبرهایی نیستیم حتی در حرم پیغمبر.

لینک
یکشنبه ۳ تیر ،۱۳۸٦ - قرار شبانه