چرا ما همین کار را با خدای بزرگ و مهربان نکنیم؟!   

در این پست باز هم بحثی از تلاوت قرآن کرده ام که به نظرم خیلی مغفول مانده.

هر چند تا به حال چندین بار به این موضوع پرداخته ام امـا به قدری موضوع برایم مهم است که دل، رضا نمی دهد از کنارش عبور کنم : 

 

چرا ما همین کار را با خدای بزرگ و مهربان نکنیم؟!

 

·         یه جور خاطرات حج - ۲۵ 

برای شرکت در نماز جمعه به مسجد النبی رفتم. فضای مسجد غرق در همهمه و زمزمه تلاوت کلام الله است. سعودی ها مسجد النبی را چند برابر توسعه داده و محوطه نسبتاً تمیزی ساخته اند. گرچه همه جا مسجد شده است، امّا محو همه آثار مسجد النبی هم چنان خسارت بزرگی است.

به نظرم، ما نیز باید در مساجدمان تلاوت کلام الله را ترویج کنیم. بهترین هدیه به پیشگاه حق و بهترین وسیله پیوند میان خالق و مخلوق، همین کلام الهی است. از آنجا که ظهور حق و نزول فرمان او، با این کلام است حتما صعود و عروج بنده هم با همین کلام امکان خواهد یافت. پس بیایید به این سادگی جای تلاوت قرآن را برای کارهای دیگر، خالی نکنیم، اگر چه آن کار دیگر دعا و مناجات هم باشد.

یکی از علماء و اهل معرفت معاصر را دیدم وقتی که وارد مقبره ابن سینا می شد، با خضوع خاصی پیش می رفت. سرانجام سر به قبر ابن سینا نهاده، جملاتی از کتاب اشارات و تنبیهات او را، به عنوان هدیه به پیشگاه وی می خواند. چرا ما همین کار را با خدای بزرگ و مهربان نکنیم؟ یعنی کلام او را به پیشگاه او به عنوان بهترین هدیه نبریم؟ 

لینک
چهارشنبه ۱ اسفند ،۱۳۸٦ - قرار شبانه

   ... کلام الهی از هر کلام دیگری حتّی کلام پیامبر و امام بهتر و برتر است!   

 

... کلام الهی از هر کلام دیگری حتّی کلام پیامبر و امام بهتر و برتر است!

 

 ·  یه جور خاطرات حج – 24 

 

به مسجد النبی بازگشتیم. نزدیک ظهر بود و عده ای در اطراف بقیع همچنان مشغول زیارت نامه خواندن بودند. بقیع را با عجله دور زدم. انگار از بقیع سیر نمی شوم. عصر باز هم به بقیع رفتم. درها باز بودند. داخل بقیع همه از هم می پرسیدند که اینجا قبر چه کسی است؟ پاکستانی از ایرانی، ایرانی از افغانی، عرب از غیر عرب! لااقل یک تابلو هم کنار قبرها ننوشته اند. من برای سومین بار بود که به بقیع می رفتم و جز چند مورد بقیه قبرها از یادم رفته بود. مگر نصب یک تابلو با کلمه ای از قبیل «بنات النبی» و عائشه و ... و... شرک است؟ خوب افراط و تفریط یعنی همین! نه آنقدر شور که حتی نصب یک تابلو، دست به ضریح زدن و سلام دادن را کفر و شرک بدانیم و نه این قدر بی نمک که در مساجد و مزارها، در مقابل یک قرآن، چندین کتاب دعا و مفاتیح بگذاریم و کسی هم نگوید که برای تقرب به حق نیز، کلام الهی از هر کلام دیگری حتّی کلام پیامبر و امام بهتر و برتر است! کدام مسافر ده روزه ای در مشهد دو جزء قرآن می خواند؟ در حالی که باید بخواند. قبلاً هم در این باره نوشته بودم(+)

.

لینک
پنجشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٦ - قرار شبانه

   مثل اینکه سرمان درد می کند...   

مثل اینکه سرمان درد می کند...

 

 

·            یه جور خاطرات حج – ۲۳ 

 

دیدار از مسجد اباذر، مسجد بسته بود. دو رکعت نماز در حاشیه خیابان و کنار مسجد خواندیم. چون وقت نماز نبود، مردم محل، چپ چپ نگاهمان می کردند. مثل اینکه سرمان درد می کند که همه جا کاری کنیم که مردم برای ما حرف درست کنند!

بعد به مسجد مباهله رفتیم. نمازی در همان شرایط خواندیم! و بعد همه ما از محلی که خط کشی عابران پیاده نبود عبور کردیم و کفر رانندگان را درآوردیم! که صدای بوقشان به آسمان رفت! یکی سر از پنجره ماشین درآورد و با تشر گفت: ایرانی!!

 

 

لینک
پنجشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٦ - قرار شبانه

       

 زیاد جدی نمی گیریم...

·         یه جور خاطرات حج -۲۲

در مدینه گربه زیاد دیده می شد و به یاد ابوهریره(1) می افتم. آن صحابی جلیل القدر که درباره اش سخن بسیار است. از جلوی بعضی ها که در حال نمازند رد می شودم، در همان حال نماز هم دست پیش می آورند و با تندی مانع می شوند. البته عبور از جلو نمازگزار در همه مذاهب درست نیست. در مذهب شیعه هم این نکته را مطرح کرده اند، اما ما زیاد جدی نمی گیریم. در این گونه مسافرتها باید به زوار تذکر داد که این گونه مسائل را رعایت کنند.

 ---------------------------------

1. در زبان عربی «هرّه» یعنی گربه. و «هریره» یعنی گربه کوچک. این صحابی به خاطر علاقه اش به گربه ای صاحب این کنیه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک
چهارشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٦ - قرار شبانه