هوشنگ مرادی کرمانی يا مصطفی مستور   

هوشنگ مرادی کرمانی يا مصطفی مستور

 

آیا یه زبون مشترکی هست که با اون بشه با همه ارتباط برقرار کرد؟! سفید و سیاه، عرب و عجم، ایرانی و غیر ایرانی، فقیر و غنی و... اگه هست چه زبونی یه؟ آیا اصلا همچین چیزی می شه؟ حرف هائی زد که همه خوششون بیاد. یا لاقل همه بتونن باهاش ارتباط برقرار کنن.

اعتقاد دارم که قرآن (یا به قول عرفان نظرآهاری "کلمه های خدا در دست های پیامبر") همچین بیانی داره. یعنی برا همه قابل فهمه. در روایت هم داریم که از امام صادق علیه السلام سوال شد که چرا قرآن هیچ وقت کهنه نمی شه.امام هم فرموده باشند "چون برای ملت خاص و افراد مشخصی نازل نشده و کتابی است برای تمام جهانیان و ..."

از قرآن که بگذریم، در مرحله نازل تر صحبت های پیامبر و ائمه معصومین اینچنین هستن. و باز اگر بیایم پایین تر قرار دارن اشعار حافظ و مولانا و ...

و در سطحی پایین تر داستان های هوشنگ مرادی کرمانی. داستان هایی که دَرِش صمیمیت و روابط انسانی موج می زنه. مثلا داستان خمره. با اینکه فضای داستان خیلی تاریک و سیاه، پر از فقر و نداری روایت می شه؛ اما زبان داستان به قدری زیبا و شیرینهِ که خیلی راحت میشه باهاش ارتباط برقرار کرد و از داستان لذت برد.

اما در مورد مستور و داستان هاش این طور فکر نمی کنم. با اینکه مصطفی مستور تمام همّ و غمّ اش توسعه روابط انسانی و گسترش این نوع روابطه، اما ... اما فضای داستان هاش به اون زبون مشترک که اول بحثم گفتم نزدیک نیست. اتفاق های مثل قتل و هتک حرمت و الخ در داستان های مستور یه چیز خیلی عادی و معمولی به حساب می یاد. دلیل اش هم اینه که خیلی از رمان نویسان غربی تاثیر گرفته و به قول یارو گفتنی ایرانی ناب نمی نویسه.

اما مرادی کرمانی به معنای واقعی کلمه داستان هاش ایرانی ان و نزدیک به اون زبون مشترک. و فکر می کنم به همین خاطر هم هست که داشتان هاش به چند زبان زنده دنیا ترجمه می شه و حتی به چاپ چندم می رسه. خوب! دلیلش شاید همین زبون مشترکی باشه که من دارم ازش صحبت می کنم.

القصه!! به نظرتون می شه یه فرمول برا این زبون مشترک ارائه کرد؟!

لینک
شنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٦ - قرار شبانه

   برای آمدنت زود هم دير است   

 برای آمدنت زود هم دير است

مهدیا! چرا سر سپار راه تو و از پی ردّ پایت نباشم

که تو راز و رمز آسایش و آرامش بشری

«یک شب از دوران کودکی را خوب یادم مانده، خانه مان پر از نور بود. برای پدرم مهمان می آمد. انگار قرار بود یکی از اقوام ثروتمند به دیدنمان بیاید. نمی دانم از کجا. ولی از جایی دور می آمد. دو ساعتی می شد که چشم به راه بودیم. درها همه باز بود، چراغ ها روشن. مادر هر از گاه می رفت و دستی به روکش یکی از کاناپه ها می کشید و آن را صاف می کرد. پدر کنار پنجره ایستاده بود. از ترس اینکه مبادا صندلی ای جابه جا شود، کسی جرات نشستن نداشت.

هر چه زمان می گذشت، بیشتر متقاعد می شدیم که چشم به راه مهمان ویژه ای هستیم. حتی به خود می لرزیدیم، مبادا از راه برسد و شکوه دیدارش که لحظه به لحظه فزونی می گرفت، هنوز به اوج نرسیده باشد.  نگران نیامدنش نبودیم. اطمینان داشتیم که می آید.

شب خوبی بود. چشم به راهی ما، چراغ های روشن، سکوت و لحظات با شکوه.»

  • راینر ماریاریلکه (شاعر و نویسنده آلمانی) - داستانی برای تاریکی

لینک
شنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٦ - قرار شبانه

   مشکلی به نام وحدت!   

 مشکلی به نام وحدت!

رهبر انقلاب، با درک صحیح اوضاع داخلی و خارجی دو سال پیاپی است که با نامگذاری سال ها، با عناوینی مانند "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" و "پیامبر اعظمص" وحدت را بيش از پيش ياد آور می شوند و خطرات و نقشه های دشمنان را یادآوری می کنند.

تقریبا حول و هوش ساعت 8 صبح 2 فروردین بود که sms برام اومد :

خواهی که رها از غم و هر واهمه باشی*باید که تو دنباله رو فاطمه باشی

هر سال به یک نام و نشانی شده مشهور* امسال بود سال ابولؤلؤ کاشی!

حالا از طرف کی؟ از طرف یکی از دوستای مذهبی ام که اعتقاد داره 9 ربیع روز "رفع القلم" ئه. یعنی اینکه هر کسی از طلوع آفتاب این روز تا غروب، هر عمل اشتباه و گناهی انجام داد اشکالی ندارد.

در اینکه 9 ربیع شادترین روز اهل بیت علیهم السلام است هیچ شکی نیست. به عنوان مثال توی مفاتیح در باره ی این روز این جور نوشته :

" روز نهم از ماه ربیع الاول روز عید بزرگ و عید بقر است. و از برای آن شرح بزرگی است که ... " و ادامه می دهد که "  مستحب است در این روز اطعام برادران مومن و خشنود کردن دیگران و ... اینروز روز برطرف شدن غم ها است و روز بسیار شریفی است و... " و در آخر اضافه می کند که " چون روز هشتم شهادت امام عسگری است، آغاز امامت حضرت صاحب الزمان در این روز سبب مزید شرافتش خواهد بود. "

می بینیم که آشیخ عباس "آغاز امامت حضرت صاحب الزمان" رو مزید بر شرافت این روز ذکر می کنه. و این یعنی اینکه بدون این مناسبت هم، این روز باز هم شادترین روز اهل بیت می بود. و جالب اش اینجاس که ننوشته چرا این روز عید بزرگی برا شیعیان بوده!! یعنی سال ها پیش ایشون مساله وحدت رو  رعایت می کرده؟!!

خوب همه این مقدمات رو گفتم برا اینکه برسم به بحث عمر کشون و عیدالزهرا و ...

اول از همه بگم که: تو اینکه عمر به حضرت زهرا س جسارت کرده و قاتل اون حضرت محسوب می شه و حق امیر مومنانع رو غصب کرده  و همه شیعیان باید نسبت به اش بغض داشته باشن و ... هیچ بحثی بین بچه شیعه ها نیست. اما اینکه آیا این کارهائی که ما امروز انجام می دیم درست یا نه یه بحث دیگه اس.

ببینید دوستان وقتی که آشیخ عباس تو مفاتیح اون جوری حرف می زنه، امام و مقام رهبری و مراجع تقلید این طور با شدت و حدت در مورد وحدت صحبت می کنن و آقای زائری تو وبلاگش در مورد بازتاب این جور کارها در خرج از مرز ها می نویسه که شیعیان چه طور به خاطر حرف گوش نکردن آقایون چه طور لای منگنه قرار می گیرن و ...واقعا چه ضرورتی داره که ما یه همچین جشن هائی برگزار کنیم. وقتی امام جمعه شیعیان تو سیستان رو سر می برن، شیعیان یمن و پاکستان رو قتل عام می کنن، 8ام ربيع  ده ها نفر رو تو نماز جمعه عراق شهيد می کنن و ... چرا یعضی ها باید این قد خود خواه و زبون نفهم باشند که این کار ها رو انجام بدن!! شیعه همیشه غریب بوده و تنها. دقیقا مثل خود ائمه علیهم السلام. مگر نه اینکه حضرت علی با خلافا مدارا می کردن. مگر نه اینکه پشت سرشون نماز می خوندن. مگر نه اینکه ائمه زمان خلافای عباسی اون ملعون ها رو امیرالمومنین خطاب می کردن و... شیعه همیشه غریب بوده و تنها.

حرف و بحث تو این زمینه خیلی خیلی زیاده ولی تو رو به خدا بیایید يه كم فكر كنيم... شيعه اين كارها رو نمي كنه كه ما داريم الان انجام مي ديم...

-------------------

آقای زائری توی  وبلاگش نوشته بود که به آقای وافی(مدیر مسول نشریه خیمه نشریه مخصوص هیئات مذهبی) پیشنهاد داده که اگر دل و جیگر سال های جنگ رو داره توی این شمارۀ خیمه روی این پرونده کار کنه.

اقای وافی!بسم الله! ببینیم و تعریف کنیم ها.

لینک های مرتبط :

لینک
جمعه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٦ - قرار شبانه